کوارتت و انواع آن

کوارتت فرمی از موسیقی مجلسی به شمار می‌آید. کمپوزسیون یا ساختاری موزیکال برای چهار ساز یا پنج آواز، زیرا هر خواننده یا ساز بخشی جداگانه دارند.

● کوارتت ادوات‌سازی کوارتتی است برای سازها.

ترکیبات متعددی در کوارتت وجود دارند که آشناترین آنها کوارتت سازهای زهی است که چهار ساز زهی را در بر می‌گیرد. نخستین و دومین ساز، ویولن، ویولا، پیانو و ویولنسل و کوارتت سازهای بادی که بستگی به نوع سازهای بادی پیدا می‌کند.در کوارتت سازهای زهی، پیوسته تقریبا‌ً از ویولن، ویولا و ویولنسل نقش دارند. کوارتت سازهای بادی (غالباً فلوت، اوبوا، کلارینت و باسون) و کوارتت سازهای برنجین (یا دو ترومپت، هورن، ترومبون و یا ترکیباتی دیگر) و کوارتت ترکیبی (سازهای برنجین و بادی چون فلوت، کلارینت، بوق کلارینت، بوق و باسون) کوارتت پیانو از زمان موتسارت (توسط موتسارت که آهنگسازان کمتر به آنها توجه داشتند) رواج یافت.

کوارتت آوازی (وکال) کمپوزسیوبرنی برای چهار خواننده که هر کدام اجرای بخش جداگانه‌ای از سوی موسیقی را بر عهده می‌گیرد. مهم‌ترین این نوع کوارتت، کوارتتی است برای خواننده سوپرانو، آلتو، تنور و باس ساخته شد.با این همه کوارتتی نیز برای نخستین و دومین سوپرانو با نخستین و دومین آلتو و کوارتتی برای نخستین و دومین تنور با باریتون و باس ساخته شد.کوارتت آوازی احتمالاً ابتدایی‌ترین شکل چهار بخشی موسیقی که قدرت آن به سال ۱۴۰۰ باز می‌گردد. کوارتت آنسامبل برای چهار ساز و یا چهار آواز. کوارتت سازهای زهی یا کمپوزسیونی برای چهار ساز زهی که در آن هر ساز بخش خود را اجرا می‌کند.

کوارتت سازهای زهی سنتی، بخشهایی را برای اجرای ویولن اول، ویولون دوم، ویولا و ویولنسل معین می‌کند.که از رایج‌ترین شکل موسیقی به شمار می‌آید، که رپرتواری از هزاران کمپوزسیون به دست می‌دهند. اگر چه برای سازهای زهی از قرن ۱۶ و ۱۷ تصنیف شدند، تاریخ کوارتت زهی با آثاری از هایدن در ۱۷۵۰ آغاز گشت.

این قطعات هنوز به طور وسیعی به سبک یک دیور تیمنتو (واسطه آزاد) (قطعه سازی که از نیمه دوم قرن ۱۸ به کار برده شد که حالت و صورت یک سوییت یا یک سمفونی را جفت و جور می‌کند و در حقیقت رابطی است میان بخشهای گوناگون و اجزاء یک قطعه بزرگ. دیور تیمنتو هم برای سازهای زهی و هم برای سازهای زهی و یا برای هر دو توأمان. دیور تیمنتو غالباً برای سازهای زهی وجود دارد و هم برای سازهای بادی.)در ۱۷۶۰ هایدن چهار موومان در کوارتت بگنجاند و سبک کوارتت سازهای کلاسیک سازهای زهی کوارتت را با سازهای زهی کلاسیک با ا‌ُپوس تمایز کند.

در میان بهترین انواع آنها می‌توان از کوارتت امپراتور در دو کوارتت تیغ (Rezor) شش کوارتت آفتاب کوارتت، کوارتت سواره‌نظام در دو مینور، کوارتت شکار ) در سی بمل ماژور، کوارتت چکاوک نام برد.

استاد حسین ولی زاده

موتسارت بیش از ۱۲ کوارتت تصنیف کرد که برخی از آنها عنوان شکار، سه کوارتت پروسی‌، کوارتت در دو ماژور و شش کوارتت هایدن را به خود گرفتند.بوچرینی ایتالیایی آهنگسازی بود که بیشترین کوارتتها را (در حدود ۱۰۰ کوارتت) تصنیف کرد که با کوارتتهای هایدن و موتسارت بیشترین آنها در کیفیت حد وسط را داشتند. بتهوون ۱۶ کوارتت تصنیف کرد که از لحاظ فرم و کیفیت یکتا و منحصر به فرد بودند. به ویژه کوارتتهایی که در دو سال اواخر عمرش نوشت.(۱۸۲۷ـ۱۸۲۵) که فرمی ورای سونات کلاسیک (با چهار ساز) داشتند.

در میان این کوارتتها، کوارتت فوگ بزرگ ا‍‌‍ُ‌ُپوس۱۳۳ که در واقع موومان فینال یک کوارتت اولیه به شمار می‌آمد، اما به خاطر پیچیدگی از دیگر کوارتتهایش متمایز می‌گشت. در این کوارتت بتهوون از آوردن جشنها در آن خودداری ‌کرد. فقط یک اورتور و فوگ در آنها گنجانید.در اواخر قرن ۱۹ کوارتت سازهای زهی تاریخی متغی‍ّر داشت. شوبرت چند کوارتت تصنیف کرد که ۱۴کوارتت زیبا تصنیف کورتت کوارتت ارگ و دوشیزه معروف است.

شومان ومندلسون، کروبینی، سزار فرانک، اسمتاناو دورژاک همگی به تصنیف کوارتت همت گذاشتند. اما سه‌کوارتت برامس که ساخته رفیع پیشین را به خود گرفت.دو‌بوسی و راول هر کدام یک کوارتت تصنیف کردند.

آهنگسازان قرن بیستم با شوق و حرارت بیشتر به تصنیف کوارتت پرداختند. شاید بتوان گفت که در نیمه اول قرن بیستم شش کوارتت از بارتوک که بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۹ بارتوک تصنیف کرد که شهرت بیشتری پیدا کردند.شونبرگ، برگ، وبرن همگی به نوشتن کوارتتهای سازی زهی تمایل داشتند. آهنگسازان نئوکلاسیک فرم استراوینسکی را در نوشتن کوارتت برگزیدند.

گلارونف، چارلز آیوز، سیبلیوس، ادگار یا ناجک، شوست کویچ، الیوت، و کارتر مندریسکی نیز دست به نوشتن کوارتت پرداختند.

گردآورنده : حسین ولی زاده

مدرس ویولن موسیقی چاووش

نحوه ساخت تار - ایران بان

ساختمان تار و مروری اجمالی بر نحوه ساخت تار

نحوه ساخت تار - ایران بان

نحوه ساخت تار : این ساز از دو قسمت کاسه و دسته تشکیل می شود. کاسه که مهمترین بخش ساز است معمولاً دو تکه ساخته می شود. چوب مورد استفاده بیشتر از درخت توت و گاهی از درخت گردوست و البته بهترین کیفیت با چوب توت بدست می آید. برای ساخت آن، ابتدا دو طرف کاسه تار به صورت جداگانه تراشیده می شود و سپس داخل هر یک خالى شده و بعد آنها را به هم می چسبانند. کاسه از یک قسمت بزرگ به نام شکم و یک قسمت کوچک به نام نقاره تشکیل می شود.

نحوه ساخت تار مرحله ۱

نمونه ۱: تراشیدن نمای بیرونی کاسه

نحوه ساخت تار مرحله ۲

نمونه ۲: خالی کردن داخل کاسه

نحوه ساخت تار مرحله ۳

نمونه ۳: مرحله پایانی خالی کردن داخل کاسه

نمونه ۴: نمایی از کاسه تراشیده

نمونه ۵: نمای داخل از دو نیمه کاسه

نمونه ۶: نمای بیرون از دو نیمه کاسه

نمونه ۷: نمای دیگری از بیرون دو نیمه کاسه

نمونه ۸: چسباندن دو نیمه به یکدیگر توسط یوسف پوریا

پس از چسباندن دو نیم کاسه، دسته را به آن وصل مى کنند و سپس سرپنجه نیز به دسته وصل مى شود. سرپنجه در واقع جعبه ای است که در انتهای دسته تار قرار دارد و گوشی های نگهدارنده سیم های تار بر دو سوی آن جای می گیرند. برای تار دو نوع سرپنجه می سازند. یکی طرح سنتی و دیگری نوعی جدید موسوم به طرح استاد قنبری ( ابراهیم قنبری مهر ) است.

 

نمونه ۹: اتصال سرپنجه به دسته

نمونه ۱۰: طرح سنتی سر پنجه

نمونه ۱۱: سر پنجه با طرح ابراهیم قنبری مهر

دستۀ تار ۴۵ تا ۵۰ سانتى متر طول دارد و جداگانه ساخته مى شود. برای تزئین آن معمولاً دو نوار استخوانی که در بین شان یک نوار چوبی تیره رنگ نصب شده است، دیده می شود.

نمونه ۱۲: چسباندن دسته به کاسه

نمونه ۱۳: نمایی کامل از اتصال کاسه و دسته و سر پنجه

نمونه ۱۴: نمای دیگری از اتصال کاسه و دسته و سر پنجه

 

خرک وسیله کوچکی از جنس شاخ بز یا گوسفند است که سیم های تار از روی آن عبور می کنند و هنگام نوازندگی طنین صدای سیم ها از طریق همین خرک به پوست تار و در نهایت به کاسه تار وارد می شود تا برای چند مرحله تشدید شوند.

نمونه ۱۵: مراحل ساخت سیم گیر و خرک که با استفاده از شاخ قوچ یا بز تهیه می شوند

در سال های اخیر نوعی خرک پلاستیکی نیز ساخته شده است که به زعم برخی نوازندگان و سازندگان تار، صدای بهتری ایجاد می کند.

نمونه ۱۶: خرک پلاستیکی

تار ۶ سیم دارد. سه عدد از سیم ها از جنس فولاد و سه عدد دیگر از جنس آلیاژهای مس هستند. در گذشته، تمام سیم ها را همانند سایر سازهای زه دار، از ابریشم می ساختند. سیم ها از یک طرف به کاسه تار وصل می شوند و پس از گذشتن از روی خرک در انتهای دسته به گوشی های ششگانه متصل می شوند.

نمونه ۱۷: سیم های تار از روی خرک می گذرند

نمونه ۱۸: نمای بالا از سرپنجه

سیم های تار با کوک های مختلفی به صدا در می آیند. هر کدام از آنها رنگ صوتی ویژه ای دارند و تقریباً با یک کوک می توان تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را نواخت. گستره صدا دهی این ساز در حدود دو و نیم هنگام اوکتاو است.

نمونه ۱۹: گستره صدا دهی تار

برای نوازندگی تار، کوک های مختلف و متنوع وجود دارد. برخی کوک ها برای اجرای برخی دستگاه ها مناسب تر و برای برخی دیگر چندان مناسب نیستند. چهار کوک رایج همانند نمونه های ۲۰، ۲۱، ۲۲ و ۲۳ هستند.

نمونه ۲۰: رایج ترین کوک تار

نمونه ۲۱: کوک دیگری که خیلی مورد استفاده قرار می گیرد

نمونه ۲۲: کوک معروف به فا که بیشتر حرفه ای ها استفاده می کنند

نمونه ۲۳: معروف ترین کوک دستگاه شور برای تار

بر روی دسته تار ۲۵ تا ۲۸ عدد پرده بسته می شود. پرده ها مشخص کنندۀ نقاطى هستند که نت هاى مختلف به وسیلۀ آن تولید می شوند. جنس پرده از رودۀ تابیده گوسفند است که نوازنده با دست گذاشتن روى هر کدام از آنها مى تواند نت متفاوتى را بنوازد.

نمونه ۲۴: پرده های بسته شده بر روی دسته تار

نمونه ۲۵: نمایی دیگر از پرده های بسته شده بر روی دسته تار

 

تار با مضرابی کوچک از جنس برنج به طول تقریبی سه سانتی متر نواخته می شود.

نمونه ۲۶: مضراب برنجی تار

تقریباً نصف طول مضراب با موم پوشیده می شود تا مضراب در دست های نوازنده به راحتی جای گیرد.

نمونه ۲۷: مضراب پوشیده با موم

در سال های اخیر یک نوع مضراب پلاستیکی نیز بدین منظور ساخته شده است.

نمونه ۲۸: مضراب پلاستیکی

 

از سازندگان قدیم تار می توان به نام های استاد خاچیک، هامبارسون، فرج الله، آقا گلی، یحیی، برادران عباس و جعفر صنعت، ملکم، استاد حاجی و پسرش رمضان شاهرخ اشاره کرد. در این میان نام یحیى، تارساز برجستۀ اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجرى بیشتر معروف است.

میرزا یحیى از ارامنۀ جلفاى اصفهان و نام اصلى اش هوانس آبکاریان بود. اما روى تارهاى خود، با اسم مستعار “یحیى” امضا مى کرد. تاریخ مرگ میرزا یحیى را که تا کنون مشهورترین سازندۀ تار به حساب می آید، ۲۸ بهمن سال ۱۳۱۰ خورشیدى نوشته اند. در بین موسیقیدانان ایران، تار خوب همواره هم ارز با نام یحیى است. از سازندگان نامدار تار در حال حاضر می توان از محمود فرهمند، یوسف پوریا، ابراهیم برزی، ارژنگ ناجی و رامین جزایری نام برد.

نمونه ۲۹: هوانس آبکاریان معروف به یحیی، سرشناس ترین سازنده تار ایرانی

 

ساخت تار: از تنه درخت تا نوایی دلنشین (کارگاه ساخت ساز موزه موسیقی ایران)

تار یکی از خوش نوا ترین سازهای موسیقی ایرانی است که در کارگاه ساخت ساز موزه موسیقی ایران اجزای تشکیل دهنده آن به نمایش در آمده است.
موزه موسیقی ایران یکی از موزههای تخصصی ایران است که بازدید از آن برای اهل موسیقی و به خصوص موسیقی اصیل ایرانی بسیار جالب، مفید و لذتبخش خواهد بود. این موزه بخشهای مختلفی دارد که در هر کدام از آنها نوعی ساز یا فعالیتی خاص مثل کارگاههای ساخت ساز به نمایش در آمده است. این گزارش نگاهی به اجزای تشکیل دهنده ساز «تار» در موزه موسیقی ایران انداخته تا عاشقان نوا و موسیقی با روند ساخت آن از یک تکه از تنه درخت تا سازی با نوای خوش بیشتر آشنا شوند.

سرپنجه:

گوشیها و اجزای سیمگیر بالای دسته روی سرپنجه نصب میشوند.

از آنجایی که روش چگونگی ساخت انواع ساز به عنوان یک فرایند مهم و تاثیر گذار در تاریخ موسیقی به شمار می آید، از این رو کارگاهی جهت نمایش مراحل ساخت انواع ساز های ایرانی در این موزه، در نظر گرفته شده است.

 

دسته تار:

این دسته بیشتر از چوب کهنه گردو ساخته میشود. روی این دسته با استخوان شتر تزیین میشود.

در این کارگاه، ساخت تار و مرمت ساز انجام میگیرد.

در واقع افراد میتوانند آغاز حیات یک ساز را از یک تکه چوب، تا لحظه ای که موسیقی با آن نواخته می شود را مرحله به مرحله از نزدیک مشاهده نمایند.

کاسه تار:

ساز تار یک ساز زهی است. به این معنا که برای نواختن آن باید سیمهای آن به ارتعاش در آیند.

کنده چوب درخت توت
ساز تار با زخمه نواخته میشود. نواختن این ساز در ایران و بعضی کشورهای دیگه منطقه مثل تاجیکستان و آذربایجان و چند کشور دیگر رواج دارد.

نمونه سیم تار
تارهای قدیمی که چند نمونه نادر آن در موزه موسیقی ایران هم به نمایش در آمدهاند پنج سیم داشتهاند.

خرک: استوار شدن سیمها بر روی ساز توسط خرک انجام میشود.
درویش خان یک سیم دیگر به این ساز اضافه کرد که پس از آن تا به امروز روی این ساز استفاده میشود.

پوست بره
کاسه بزرگ تار عمدتا از کنده چوب درخت توت ساخته میشود که هرچه این کنده قدیمیتر و چوب آن خشکتر باشد صدای بهتری تولید خواهد کرد.

سیمگیر
گفته میشود ساز تار از زمان فارابی موسیقیدان معروف ایرانی  یعنی حدودا سال ۲۶۰ هجری قمری وجود داشته است و بعد از وی توسط صفی الدین ارموی و دیگران به سمت کمال پیش رفته است.

نخ پردهبندی تار
همچنین نمونهتصویرهایی از استفاده نوازندگان از تار در دوران صفوی یعنی سال ۱۰۸۰ هجری قمری در کاخ هشت بهشت اصفهان دیده میشود.
در آخر در کارگاه موزه موسیقی ایران ، روند ساخت تار و دیگر سازهای ایرانی به نمایش گذارده شده است و دیدن از آنها برای علاقه مندان خاص خود خالی از لطف نمی باشد.

آموزش ساخت تار به روش سنتی

هنر ودیعه ای است الهی و این در ذات و نهاد بشر است. موسیقی یعنی نظم و اگر نظم در ذات و نهاد آدمی نباشد زندگی روزمره او مختل می شود.
هنر ساز تراشی کاری بسیار ظریف و محتاج دقت و سلیقه و حوصله بسیار است. هنر ساز سازی چنین نیست که همه کارها را بدست ماشین اتوماتیک سپرد و اسمش را هنر گذاست. این نوع هنر و هنرمندی بوی زحمت دستان طاول زده هنرمند را می دهد.
هنرمند کسی است که بتواند با ابزاری ساده در هر جایی که هست سازی را بتراشد و به مرحله پایان برساند آنوقت است که صدای روح افزای سازش تمام زحمتها و طاول دستانش را التیام می بخشد.

از تاریخچه ساز تار خبر موثقی در دست نیست اما آنچه از بزرگان هنر شنیده می شود شکل اصلی خود را در دوره قاجار گرفته است تا به تکامل امروزی رسیده است و از چند قسمت کاسه، و نقاره و دسته و سرپنجه تشکیل یافته است و با مضراب نواخته می شود. تاریخ شاهد هنرمندان ساز تراش بسیاری بوده است که با هزاران خون دل توانسته اند راه را تا به امروز به دیگران هرچه تعدادشان اندک بسپارند. بر رفتگان درود و برماندگان آرزوی سلامتی و طول عمر کرده و مختصرا بذکر نام اساتیدی اشاره می شود.

۱٫ استاد فرج اله که از نوابغ زمان خود بوده و در ساختن تار وسه تار و کمانچه استادی بی نظیر بوده است.
۲٫ استاد یحیی که ارمنی بوده و پدرش خاچیک و عمویش هامبارسون از خانواده ای هنرمند در جلفای اصفهان و یحیی نزد پدرش با استعداد ذاتی که داشته تمام فنون را فراگرفته و در ساختن تار و سه تار شیفه کار استاد فرج اله بوده تارهایی از استاد یحیی با چنان زیبایی و خوش صدایی و رنگ آمیزی هایی با لاک و الکل بیادگار مانده که تماشایش به عالمی می ارزد.
۳٫ برادران صنعت بنامهای عباس و جعفر که مدتی شاگردی یحیی را کرده و کارشان گلچینی از کارهای استاد و فرج اله یحیی بوده و شاگردانی چون مفتح السلطان نیز تربیت کرده اند و کارشان از نظر زیبایی و صدا و دقت بسیار عالی است.
۴٫ استاد ملکوم که او نیز اهل جلفای اصفهان بوده و شیوه کار خود را از هامبارسون عموی یحیی اقتباس کرده است.
۵٫ استاد حاجی آقا و پسرانش رمضان شاهرخ و علی که هنرمند و سازهای خوبی از این استادان در دست نوازندگان محترم می باشد.
۶٫ استاد ابراهیم قنبری مهر که در ساختن تار و سه تار و ویلون که واقعا زرین دست و مایه افتخار فرهنگ ملی ایران هستند که ساخته هایشان بسیار زیبا و دقیق و در خوش صدایی همتا ندارد برایشان طلب عمر با عزت دارم.
۷٫ استاد حسین مسعود- یوسف پوریا- رامین جزایری- شهرام میر جلالی- فرهمند- روزبهانی و سکوتی که آرزوی موفقیت به هم دارم.
در قدیم تار تو دسته نیز ساخته می شده که از دستان (پرده) بیشتری برخوردار بود ولی اکنون کمتر سازنده ای تار تو دسته می سازد.
“برای شروع و آموزش ساخت تار یا سه تار حتما باید شخص به حرفه نجاری در حداقل آشناباشد و گرنه در طول کار با مشکلات مواجه می شود.”

“اندازه تار”
این مقاله به توضیح مختصری درمورد اندازه و ساخت تار وسه تار اکتفا نموده تا بلکه اطلاعاتی جزئی باشد برای کسانیکه می خواهند هنر ساز تراشی را فرا گیرند.
۱) طول تار از سر پنجه تا لبه کاسه ۸۵ سانتی متر.
۲) طول دسته از لبه نقاره تا شیطانک ۴۶ سانتی متر.
۳) طول دسته از شیطانک تا لبه کاسه ۷۱ – ۵/۷۱ سانتی متر.
۴) پهنای دسته در پایین ۳۸ و در بالا ۳۶ میلی متر.
۵) طول کاسه یا بدنه از انتهای بیخ دسته یعنی نقاره تا لبه کاسه ۲۵- ۵/۲۵ سانتی متر
۶) طول نقاره ۵/۸ – و عرض ۵/۹ سانتی متر و طول کلی کاسه با احتساب قسمت بیخ دسته ۳۶ سانتی متر.
۷) طول دهانه ۱۶ سانتیمتر و عرض نیز شانزده و اساتید ۱۵ الی ۵/۱۶ سانتی متر نیز ذکر کرده اند و شاید بستگی به ساختمان و سیله شخصی هر سازنده داشته باشد.
۸) اندازه کاسه تار به قرار زیر است ۳۴ الی ۳۶ طول در ۲۲ بلندی در ۲۴ پهنا

“نوع چوب”
بهترین نوع چوب برای ساختن تار و یا سه تار شاه توت یعنی همان توت سیاه است که بندرت یافت می شود بهمین خاطر از توت سفید- سنجد و گاهی نیز از ون- نارون و ملج ساخته می شود.
فصل بریدن درخت
بهتر آنست که چوب را در آخر فصل پاییز که شیره و آب در آوندهای آن جریان ندارد قطع کرد.
“از چگونه چوبی برای ساخت تار استفاده کنیم که مرغوب باشد” ؟
۱٫ کرم خوردگی و ترک نداشته باشد.
۲٫ میخ و یا اجسام سخت در آن کوبیده نشده باشد.
۳٫ دایره های آن متحدالمرکز بوده و ریز رگ باشد.
“برش چوب برای آماده کردن در ساخت تار”
چوب را به قطعات ۲۶*۱۵*۴۵ برش داده و تمام آبخورها را از مغز چوب برش داده که هیچ گونه ترکی نداشته باشد از قسمتی که در زمان رویش به طرف آفتاب بوده و رگهایش ریز و محکمند استفاده می کنند. اگر از طرف سایه که رگها درشت و بین آنها سست هستند استفاده شود هنگام خشک شدن قطعه کار خود را بیشتر جمع کرده و سیستم لنگه ها (لپه ها) را بهم خواهد زد، اکنون دو مکعب مستطیل داشته و آماده ی شروع به ساخت می باشند، در ابتدا نیاز به ابزار و قالبهای زیر است:
۱٫ قالب دهانه بزرگ ۱۵*۵/۱۶
۲٫ قالب نقاره ۵/۹ *۵/۸
۳٫ قالب سر پنجه ۵/۹ *۱۲
۴٫ قالب بدنه یا فرم اولیه کاسه.
۵٫ سیمگیر ۵/۴* ۵/۴

“ابزار مورد نیاز برای ساخت تار”
۱٫ تیشه نجاری بزرگ، متوسط و کوچک برای تراش فرم اولیه تار.
۲٫ تیشه های گلویی با زوایای مختلف جهت تراش داخل تار.
۳٫ اره و اره کمانی.
۴٫ رنده دستی
۵٫ کولیس- گونیا- پرگار فلزی و ضخامت سنج.
۶٫ متر.
۷٫ خط کش فولادی و نجاری.
۸٫ انواع چوب ساب.
۹٫ لیسه و قید.
۱۰٫ گیره رومیزی نجاری
۱۱٫ دریل دستی.
۱۲٫ مکار
۱۳٫ سوهان آهنی
۱۴٫ چکش پلاستیکی و فلزی و ابزارات و غیره.

“طرز ساخت”
ابتدا دو مکعب مستطیل را که آماده ساخته اند در کنار هم قرار می دهند بطوریکه تمامی رگها در یک امتداد و پس و پیش نشود سپس قالب بدنه را روی هر دو لنگه چپ و راست قرار داده و اطراف آنرا خط می زنند، بیرون از قالب را با تیشه که قسمت زائد قطعه کار است می تراشند بدین طریق فرم اولیه بدست می آید سپس دو لپه را کنار یکدیگر قرار داده و قالب کاسه و نقاره را روی هر دو می کشیند بدین وسیله قسمت بیخ دسته نیز روشن می شود. از هر طرف به اندازه سه سانتیمتر از بیخ نقاره بطرف بالا بصورت زاویه ۹۰ درجه برش و قسمت بیخ دسته نیز از دو طرف مشخص می شود بعد کاسه و نقاره و شیار بین کاسه و نقاره را تراش و با سوهان چوب ساب هر دولبه را با هم قرینه می کنند بعد از فراغت از فرم بیرونی تار نوبت داخل تراشی است که باید از لبه کاسه تا پشت نقاره حدود ۲ سانتی متر خط زده و بقیه را به استثنای دهانه کاسه و نقاره به شکل فرم بیرونی خالی می کنند، بعد هر دو را به هر وسیله ممکن کنار هم قرار داده و موقتا جفت کرده و تراشه ها را دوباره داخل تار می ریزند و در کیسه پلاستیکی قرار داده و هر روز حدودا یک و یا دو ساعت در معرض کوران هوا قرار می دهند و دوباره داخل کیسه پلاستیکی می گذارند که بدین وسیله از سرعت خروج رطوبت و ترکیدگی آن جلوگیری می کنند. پس از خشک شدن کامل وسیله بست را باز کرده وضمن بیرون ریختن تراشه ها تمیز کاری داخل و بیرون را بطور دقیق انجام و با دقت پس از جفت کردن بطوریکه در وسط دو لپه فقط خط موئی دیده شود وهیچ گونه درزی نداشته باشد با چسب سریشم و یا چسب نجاری دو لنگه را بهم می چسبانند. پس از اندازه کردن یخ دسته بطول ۶ سانتی متر که در بعضی مواقع۷ سانتی متر نیز دیده شده، ایجاد زبانه در دسته و کان در بیخ دسته و با چسب چوب دسته را به کاسه وصل می کنند بطوریکه کاملا در محور اصلی کاسه باشد سپس نوبت نصب سرپنجه نوبت به دسته و نصب چوب فوفل یا عناب در وسط دسته و استخوانهاست که پس از طی این مراحل تمیز کاری نیز در این قسمت انجام می گیرد پس از اتمام از کاسه و دسته و سرپنجه دست اندازگیری و سمباده کشی دقیق است که باید با چنان مهارتی انجام گیرد که کاملا سطحی صاف و صیقلی به وجود آید، حال نصب سیمگیر و شیطانک و سپس کار رنگ آمیزی با لاک و الکل است که پس از اتمام از این مرحله نیز نصب پوست و پرده و جاسازی گوشیها و سیم و خرک گذاری روی پوست است و مرحله نهایی کوک و تنظیم پرده و شنیدن صدای روح نواز تار است.

آنچه گذشت مختصری بود جهت آشنایی ساخت تار که هر مرحله جای بحث مفصلی دارد و گرنه:
جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد.

در اینجا جا دارد از مشاهیر و بزرگان موسیقی که در نوازندگی تار و سه تار نوابغ روزگار بوده و هستند جهت آشنایی اشخاص با آنان یادی شود.
استاد میرزا علی اکبر خان فراهانی، از فرزندان ایشان میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله و برادرش آقا غلاحسین.
استاد عبادی، فرزند میرزا عبدالله (و فرزند میرزا حسینقلی، حاج اکبر خان شهنازی است)، فخام دوله بهزادی، غلامرضا شیرازی، درویش خان، نی داود، اکبر خان نوائی، محمد حسن هان شهنازی ئ عبدالحسین شهنازی، بیگجه خانی که همگی به رحمت ایزدی پیوسته اند.
نوازندگان معاصر: جلیل شهناز، فرهنگ شریف، محمدرضا لطفی، مجید درخشانی ، حسین علیزاده، کیوان ساکت، داریوش طلائی، لطف اله مجد، داریوش پیرنیاکان، (داود آزاد، محمود نامدار) که مکتب تار تبریز را زنده نگه داشته اند- مهرداد دلنوازی، شهریار فریوسفی، بهروز همتی و علی صمد پور، علی قمصری، میلاد درخشانی .

امید است، این متن برای علاقه مندان این ساز مورد توجه قرار گرفته باشد.
“مانا و پایا باشید.”
بهمن ماه یکهزار و سیصدد و نود و هفت

گردآورنده: وحید ایرانبان، نوازنده تار و مدرس تار و سه تار در شیراز

شرایط و نکات شرکت در کلاس:

مدرس: استاد اردوان کامکار

زمان: پنج شنبه ۲۶ اردیبهشت

مکان: آموزشگاه موسیقی چاووش

  • کلاس بصورت خصوصی برگزار میگردد و شهریه هر جلسه ۳۵۰,۰۰۰ تومان میباشد.
  • علاقه مندان باید حداقل ،دوره های متوسطه را گذرانده باشند.
  • لطفا قبل از اقدام به ثبت نام با آموزشگاه هماهنگ نمایید.

  • درصورتی که واجد شرایط بالا هستید جهت ثبت نام میتوانید به سه حالت زیر عمل کنید:
    • بصورت حضوری به آموزشگاه مراجعه کنید و یا
    • مبلغ شهریه یک جلسه را در پایین همین صفحه (بصورت خرید اینترنتی) با وارد کردن نام و نام خانوادگی و شماره موبایل واریز و سپس با آموزشگاه تماس بگیرید.
    • مبلغ شهریه یک جلسه را به شماره کارت ۶۲۱۹۸۶۱۰۴۱۰۰۴۰۵۱ بنام غلامرضا صلاحی واریز و (عکس فیش + شماره تماس + نام و نام خانوادگی + نام شهر سکونت + شماره ملی ) را به تلگرام چاووش به آدرس زیر ارسال کنید:

@chavosh_music_academy

  • ساعت حضورتان چند روز قبل از تشکیل کلاس ، از طریق آموزشگاه به اطلاعتان میرسد.
  • چون تعداد پذیرش محدود است نفرات اول ثبت نام به ترتیب در اولویت قرار میگیرند.

آدرس: شیراز همت جنوبی ،نبش کوچه ۱۵ ، واحد یک ، موسیقی چاووش
تلفن ۶۱ و ۳۶۳۲۲۲۶۰ ۰۷۱

موازی بودن و رعایت حداقل فاصله بین دستها و زاویه درست آرنجها

اکول و پاسچر و چگونگی فیزیک بدن در اجرا

اکول یا چگونگی فیزیک بدن در اجرا، یکی از اجزا و موارد مهم تشکیل دهنده فن اجرا می‌باشد.

روش صحیح کاربرد فیزیک بدن در اجرا، از راه‌کارهایی است که از ابتدای راه فراگیری موسیقی، باید به هنرجویان آموزش داده شود، که شامل طرز صحیح قرار گرفتن پشت ساز و به کارگیری حرکت صحیح و موثر عضلات و پوزیشن‌های مناسب در نوازندگی است.

این موضوع برای تمام نوازندگان یک ساز مشخص، به صورت بنیادین مشترک است، اما در بسیاری از جزئیات ، متناسب با فیزیولوژی بدن هر نوازنده مختص او خواهد بود.
اصطلاح پاسچر هم مانند اکول به وضعیت یا حالت بدن و یا راستای نسبی بخشهای مختلف بدن گفته می شود که برای یک فعالیت خاص یا خصوصیت بدنی انجام می گیرد. ساختارهای ثابتی که بدن را حمایت می کنند شامل استخوان ها و مفاصل اند، درحالیکه عضلات و تاندونهای مربوط به آنها ساختار دینامیکی هستند که بدن را در یک پاسچر حفظ می کنند یا آنرا از یک پاسچر به پاسچر دیگر حرکت می دهند.

استایل صحیح گرفتن مضراب و رعایت فاصله مناسب با سنتور

استایل صحیح گرفتن مضراب و رعایت فاصله مناسب با سنتور

در مورد ساز سنتور یک سری از این اصول بنیادی، شامل رعایت فاصله و ارتفاع مناسب ساز نسبت به بدن نوازنده می‌باشد، که این مهم باید به نحوی رعایت شود تا نوازنده به همه‌ قسمت‌های ساز مسلط بوده و به راحتی توان نوازندگی در پوزیسیون‌های مختلف سنتور را داشته باشد، که این موضوع بین اکثریت نوازندگان این ساز مشترک است.

موضوع اکول در سالیان طولانی دستخوش تغییراتی شده است.

یکی از مهمترین آن‌ها تغییر و تحول در سبک‌های سنتور نوازی است. به علت رسیدن به توانایی کامل در اجرای قطعات با سبک خاص، فرم مضراب زدن و نحوه حرکت دست در تغییر پوزیسیون‌های سنتور، از یک نوازنده به نوازنده دیگر دستخوش تغییر شده . به طبع با بالا رفتن سرعت قطعات و وجود پاساژ‌های در هم تنیده و پیدایش قطعات پلی‌فونیک و پلی‌ریتمیک دراین ساز، نوازنده برای رسیدن به سونوریته (صدا دهی) مناسب و داشتن فرم زیبا و راحت بودن در حرکت دست‌ها مجبور به تغییر اکول می‌باشد.
همانطور که قبلاً گفته شد این تغییرات در اصول بنیادی اکول نمی‌باشد، بلکه در جزئیاتی است که بیشتر به نحوه گرفتن مضراب، تغییر زاویه مچ و آرنج، ارتفاع‌ دست‌ها از ساز و نحوه مضراب زدن و فرم حرکت مضراب روی ساز می‌باشد.

برای آشنایی و درک بیشتر مفاهیم بالا به عکسهای زیر دقت کنید :

نشستن و زاویه آرنج صحیح و رعایت فاصله بدن با ساز

نشستن و زاویه آرنج صحیح و رعایت فاصله بدن با ساز

اکول و پسچر موازی بودن و رعایت حداقل فاصله بین دستها و زاویه درست آرنجها

موازی بودن و رعایت حداقل فاصله بین دستها و زاویه درست آرنجها

گردآورنده: استاد حامد ولی زادهاستاد سنتور در شیراز

آموزشگاه موسیقی چاووش شیرازآموزش موسیقی در شیراز

کتاب پوزولی

سلفژ چیست و کاربرد سلفژ در موسیقی چیست؟

سلفژ (به فرانسوی: Solfège)یا سرایش و تربیت شنوایی در موسیقی، تکنیکی آموزشی برای آواز خوانی است که در آن هر نت میزان با سیلاب خاصی که سیلاب سلفژ نامیده می‌شود، خوانده می‌شوند. هفت سیلاب که عملاً استفاده می‌شوند عبارت‌اند از:دو، ر، می، فا، سل، لا، سی،برای سلفژ تعاریف متعددی بیان می‌شود، سلفژ را می توان خواندن یک سری نت ها به صورت پی در پی و پشت سر هم و با رعایت قوانین نت ها و سکوت ها و … معرفی کرد. پایه ی یادگیری سلفژ دانستن ارزش زمانی هر نت است و در کنار این باید ارزش زمانی هر سکوت را نیز بدانیم.

در کنار این تعابیر سلفژ به ۲ نوع آموزش داده می شود واستفاده می شود(پارلاتی،کانتاتی)که در زیر توضیح داده می شود

پارلاتی: به معنای وزن خوانی یا ریتم خوانی بدون آوا یاصدا می باشد که در حفظ جای نتها و حفظ ریتم ونت خوانی به هنرجو کمک می کند..

کانتاتی: به همان معنا ولی به توسط رعایت اصوات وخواندن باآوا می باشد که طبق جای گذاری نت رعایت می شود

در واقع کاربرد سلفژ نه تنهای برای خواننده ها بلکه برای نوازنده ها نیز بسیار مؤثر می باشد وبه تربیت شنوایی دقیق نتها وسرایش وخواندن دقیق وکوک نتها کمک می کند..کتابهایی برای سلفژ تابه حال نوشته شده و بسیار در رشد شخصی یک موزیسین کمک می کند از جمله(پوزولی،جزوه های مقدماتی ونیمه حرفه ای سلفژ امیرعباس حسینی،کتاب فوق العاده ی سایت سینگینگ)که بسیار مؤثر می باشد.

کتاب پوزولی

درباره نویسنده کتاب پوزولی:

اتوره پوتسولی متولد شهر سرگنو ایتالیا است. اتوره پوزولی حرفه خود را خیلی زود بعد از دستیابی به دیپلم موسیقی از طرف کنسرواتوآر میلان در سال ۱۸۹۵ بدست آورد. وقتی که مشغول به نوشتن موسیقی برای پیانو و ارکستر بود شروع به آموزش موسیقی در کنسرواتوآر میلان نیز نمود. کارهای او بر روی تئوری موسیقی و سلفژ و تمرین گوش امروزه مبنایی برای هر پیانیست و خواننده و مشتاق تمرین سلفژ است.

گرداورنده: رسول فهندژاستاد آواز در آموزشگاه موسیقی چاووش شیراز

مبنای موسیقی ابن سینا – قسمت دوم از کتاب شفا

اغلب مستشرقین، به استناد اینکه فلاسفه مشرق، علمای یونان را شناخته و کتاب‌های آن‌ها را به عربی ترجمه کرده و خوانده‌اند، گفتار آن‌ها را در موسیقی بر پایه موسیقی یونان، استوار دانسته‌اند و حتی نظریات علمی آنان را بر موارد عملی موسیقی شرقی، منطبق نگرفته‌اند، چنان‌که گویی بحث فارابی و ابوعلی سینا در موسیقی، یک بحث ریاضی بیش نبوده و بر عمل موسیقی آن زمان تطبیق نمی‌کرده‌است. این گونه قضاوت، به نظر، بسیار نارواست، چه گام منسوب به فیثاغورث که بر پایهٔ عدد سه استوار است و پایه گام ملودی موسیقی غربی است، از هزارها سال پیش در چین به شکل خاصی مورد استعمال بوده‌است و مسلماً از قدیم در ایران وجود داشته‌است.

فارابی، در شرح تنبور خراسان و درجه‌بندی آن، وجود چنین گامی را تأیید می‌کند، در حالی که در شرح تنبور بغداد که گام آن معرف موسیقی عربی پیش از اسلام است، چنین درجه‌بندی وجود ندارد. چنانچه این گام از یونان به ایران آمده باشد، باید نخست از بغداد عبور کرده باشد. هم چنین گام منسوب به اریستکسن را که پایه گام هارمونی مغرب است، در موسیقی هند و ایران می‌توان یافت و دلیلی نیست که بگوییم موسیقی از یونان به ممالک شرق رفته‌است. بنا بر این مباحث علمی موسیقی فارابی و بو علی سینا، بر موسیقی علمی زمان خودشان تطبیق می‌نموده و این دانشمندان، اسرار آن را مکشوف و قوانین آن را پی ریزی کرده‌اند.

روش بو علی، در بحث و تحقیق دربارهٔ موسیقی، نشان می‌دهد که عقاید متقدمین یونانی خود؛ یعنی پیروان مکاتب فیثاغورث، افلاطون و بطلمیوس را پیروی ننموده و به خصوص در مورد جستجوی رابطه‌ای بین اوضاع و احوال آسمان و خواص روح و ابعاد موسیقی، عقاید آنان را صحیح ندانسته و فلسفه آن‌ها را مندرس شمرده است و معتقد است که آنان، صفات اصلی و کیفیات اتفاقی اشیاء را به جای هم گرفته‌اند و در شناختن حقایق اشیاء راه صحیح نپیموده‌اند؛ آن جا که در مقدمه، می‌گوید:

هم چنین از جستجوی رابطه‌ای بین احوال آسمان و خواص روح و ابعاد موسیقی، خودداری می‌کنیم تا از روش کسانی که از حقیقت هر علم آگاهی ندارند، پیروی نکرده باشیم، چه اینان وارث فلسفه‌ای مندرس می‌باشند؛ صفات اصلی و کیفیات اتفاقی اشیاء را به جای هم می‌گیرند و خلاصه کنندگان نیز از آن‌ها تقلید کرده‌اند، ولی اشخاصی که فلسفه حقیقی را فهمیده و مشخصات صحیح اشیاء را درک کرده‌اند، اشتباهاتی را که در اثر تقلید رخ می‌دهد، تصحیح نموده و غلط‌هایی را که زیبایی‌های افکار کهنه را می‌پوشاند، پاک کرده‌اند؛ اینان سزاوار تحسینند. بو علی، در مباحث موسیقی، از فارابی پیروی کرده و عقاید او را تشریح نموده است و آن‌ها را مختصر و مفید و بدون تکرار تشریح نموده است و هر مطبی را به دلایل و براهین منطقی مستند نموده و در این راه، نه تنها به اصول فیزیکی و ریاضی تکیه می‌کند که دامنه بحث را به فلسفه و علم النفس نیز می‌کشاند.

مؤلف، در تعریف موسیقی، رابطه علم موسیقی را با علوم دیگر چنین توضیح می‌دهد: «موسیقی، یکی از علوم ریاضی است که منظور از آن، مطالعه صداها و بحث در ملایمت و عدم ملایمت و هم چنین کشش آن‌ها و قواعد ساختن قطعات موسیقی است، بنا بر این علم موسیقی، شامل دو قسمت است: علم ترکیب نغمات مربوط به صداهای موسیقی و علم اوزان مربوط به زمان‌هایی که صداهای یک نغمه را از یک دیگر جدا می‌سازد. پایه‌های این دو قسمت بر اصولی استوار است که از علومی خارج از موسیقی اخذ می‌شوند؛ بعضی از این اصول، از ریاضی و بعضی دیگر، از فیزیک و علوم طبیعی و برخی، از هندسه گرفته می‌شوند.» وی در تعریف صدا، فلسفه وجود صدا و ماهیت آن را بیان می‌کند و می‌گوید:

«صدا، یکی از پدیده‌های خارجی است که حواس ما درک می‌کند و احساس آن ممکن است خوش آیند باشد…»

صدا، از نظر احساس به خودی خود نمی‌تواند خوش آیند یا بدآیند باشد، فقط هنگامی که بیش از اندازه شدت یابد، گوش ما از آن رنج می‌برد. یک آلت موسیقی که بیش از حد لازم قوی زده شود، صدای نامطبوع ایجاد می‌کند که به گوش، زننده است، ولی از طرف دیگر صدا می‌تواند، نه از نظر احساس، بلکه از نظر رابطه‌ای که با قوه شنوایی دارد و به وسیله آن تصویری از صدا در ذهن ایجاد می‌شود و هم چنین عملی که در یک قطعه موسیقی دارا است، خوش آیند یا بدآیند باشد. در شرح علل زیری و بمی صدا، قوانین ارتعاش را در اجسام روشن می‌سازد و می‌گوید:

علل زیری صدا، عبارتند از: اتصال شدید ذرات جسم و سختی آن، کوچکی ابعاد آن و زیادی نیروی کشش و… درجهٔ زیری و بمی، با زیاد و کم شدن علل آن بستگی دارد؛ مثلاً تاری، با کشش ثابت، تغییر طول صداهایی با زیر و بمی متفاوت ایجاد می‌کند؛ هر چه طویل تر باشد، صدا بم تر است. تعیین درجهٔ زیر و بمی، به اندازه‌گیری مقادیر خواصی که به آن اشاره شده، میسر است.

هم چنین مقایسه دو صدا، با مقایسه مقادیر خواص مشابه آن، انجام می‌شود؛ مثل مقایسه طول‌های آنها. بنا بر این مسلم می‌شود که اولاً هر دو صدا به نسبت معینی از زیری و بمی می‌باشند و ثانیاً می‌توان نسبت بین آن دو را مشخص نمود. ابعاد ملایم و غیر ملایم را با نسبت‌های مشخص، معرفی می‌کند. ابعاد ملایم، آنهایی است که صداهای آن بالفعل یا بالقوه مشابه باشند. آنهایی که بالفعل مشابهند، با نسبت‌هایی از اکتاو معرفی می‌شوند و آنهایی که بالقوه مشابهند، به صورت نسبت‌هایی به شکل+ ۱/ ی به اصطلاح نسبت‌های سوپر پارتیل می‌باشند.

در جمع و تفریق ابعاد، به پیروی از روش فارابی، ضرب و تقسیم نسبت‌های معرف آن‌ها را به کار می‌برد و این عمل در حقیقت فکر ایجاد لگاریتم است. در تقسیم اجناس، گوش زد می‌سازد که مقادیر ۲۴۳/ ۲۵۶ از نیم پرده کوچک‌تر است و با اینکه این بعد به خودی خود جزء ابعاد غیر ملایم است، ولی وجود آن در دنباله دو بعد ملایم ۸/ ۹ خوش آهنگ و مطبوع است، چنان‌که می‌دانیم این جنس معرف گام ماهور ایرانی و ماژر موسیقی غربی است و امروزه جزء دستگاه‌های اصیل ایران شمرده می‌شود. هم چنین بین اجناس، جنسی را ملایم تر از همه می‌داند که ابعاد آن به ترتیب ۹/ ۱۰ و ۸/ ۹ و ۸/ ۱۶ باشد و چنان‌که مشهود است گام هارمونیک، از خواص فوق ساخته می‌شود. وجود هارمون را به معنای امروزی کلمه قائل است و می‌گوید: صداها ممکن است با هم یا پی در پی نواخته شوند، چنان‌که می‌دانیم برای ساختن آهنگ، صداهایی به کار می‌روند که پی در پی دنبال هم واقع می‌شوند. وقتی چندین صدا با هم نواخته شوند، در حکم یک صدامی گردند، ولی چنانچه اختلاط آن‌ها با اصول صحیح باشد، باعث تقویت فکری می‌گردد… در شرح عود و پرده بندی آن، دقت کامل به کار برده است و به خصوص روشی را به دست می‌دهد که فقط با تشخیص اکتاوهای زیر و بم، می‌توان تمام پرده‌های عود را بست. بخشی از وسعت فکر و دقت علم شیخ الرئیس، در مطالعات مباحث آواشناسی و موسیقی، با این بیان مشخص گردید.

موسیقیِ ابن سینا_کتاب شفا

سومین بخش ریاضیات، علم موسیقی است که بو علی، خود، آن را «جوامع علم الموسیقی» نامیده است. این بخش، حاکی از تسلط قابل توجه مؤلف بر علم موسیقی است و البته این تسلط در دیگر علما و دانشمندان زمان ابن سینا نیز کم و بیش مشهود است.

موسیقی در عصر مؤلف، در هزار سال پیش، بسیار مورد توجه بوده‌است و بسیاری آن را پیشه خود می‌ساختند و در جامعه ارجمند بودند. فضلا و امرا و پادشاهان آن را دوست می‌داشتند و اغلب، خود، نیز می‌آموختند. موسیقی، فن و علمی صاحب شان بوده‌است و به این سبب دانشمندان مشرق زمین چون کندی، فارابی، خوارزمی، اخوان الصفا و دیگران به آن توجه داشتند و آن را توسعه داده و مورد مباحثه و تدریس و عمل قرار می‌دادند و راجع به آن کتاب می‌نوشتند.

ابن سینا از بزرگان علمای موسیقی و مشاهیر موسیقی دانان زمان خود بوده و مباحث اصلی موسیقی را با نهایت دقت، تشریح نموده‌است. این، تعجبی ندارد، چه این فیلسوف شهیر، دامنه فکری خود را به ناحیه خاصی از دانش محدود نکرده، بلکه نواحی مختلف معرفت و ضمن آن‌ها موسیقی را نیز پیموده است و آن را از اقسام چهارگانه حکمت ریاضی شمرده و در کنار علم حساب، هندسه و علم هیئت قرار داده است. بو علی، سه کتاب در موسیقی دارد که دو تای آن‌ها به عربی و سومی را به فارسی نگاشته است. مهم تر از همه در کتاب شفا است و آنچه در کتاب نجات است،

در واقع خلاصه‌ای از شفا می‌باشد و فارسی آن در دانش نامه علایی است که خلاصه‌ای از کتاب نجات است و معروف است که قسمت موسیقی دانش نامه را جوزجانی، شاگرد بو علی، بعد از وفاتش به رشته تحریر درآورده است. ابن سینا، در موسیقی شفا، به دو کتاب دیگر اشاره می‌کند که در آن بعضی از مباحث موسیقی را شرح داده است؛ این دو، یکی کتاب البرهان است و دیگری کتاب اللواحق. ابن ابی اصیبعه، خبر داده که بو علی، کتاب دیگری به نام «المدخل الی صناعه الموسیقی» نگاشته است که موضوع آن با قسمت موسیقی کتاب النجات متفاوت است. متأسفانه سه کتاب مزبور، تاکنون به دست نیامده است. مهم‌ترین کتاب موسیقی ابن سینا، قسمت موسیقی شفا است که از نفیس‌ترین مراجع موسیقی ایران شمرده می‌شود.